s

علت اين همه اعدام چيست؟

اعدام فقط يك هدف داره مسخ كردن مردم و منكوب كردن ارزشهاي انساني كه در وجود هر انساني به وديعه گذاشته شده

قيـــــــــــــــــــــــام ديگري در راه است

قيام واعتراض تنها چيزيه كه رژيم ازش مي ترسه ،اگه سرنگوني اين رژيم و آزادي اين خاك با قيام واعتراض بدست مياد پس حالا بجنگ تا بجنگيم

نظر قرآن در مورد اعدام چیست؟

آيه اي كه به تنهايي ”اعدام ”رو زير علامت سوال مي بره

برگزاري كلاسهاي تببين آقاي مسعود رجوي در دانشگاه شريف – قسمت اول

سخنان رهبر مجاهدين خلق در رابطه با حقيقت آفرينش و هستي در زمين چمن دانشگاه شريف

Monday, August 10, 2015

قاسم سليماني تحريم را نقض كرد



خبرگزاری رویتر16مرداد 94 به‌نقل از منابع امنیتی و اطلاعاتی آمریکا خبر داد که پاسدار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی تروریستی قدس روز سوم مردادماه امسال به روسیه سفر کرده است و با پوتین رئیس‌جمهور روسیه دیدار کرده است.
پاسدار قاسم سلیمانی از سال 2007 در لیست تحریم قطعنامه‌های شورای امنیت ملل‌متحد قرار دارد و بخشی از این تحریم ممنوعیت سفر به سایر کشورهاست.
به گزارش رویتر پاسدار قاسم سلیمانی علاوه بر پوتین با وزیر دفاع روسیه نیز دیدار کرده است. سفر وی به مسکو سه روزه بوده است.

Sunday, August 9, 2015

درد ودل ونامه يك زنداني بي گناه در انتظار اعدام


اين روزها پس اينكه ولي فقيه طلسم شكسته جام زهر را سر كشيده براي سرپا نگهداشتن خودش  و  مقابله با فضای انفجاری جامعه  بساط برپایی چوبه‌های دار در خیابانها به راه انداخته روزي نيست كه چند نفر رابه بهانه واهي  در زندانهاي سراسر كشور اعدام نكنه و يا اينكه دست و پاي نبرد دزد اصلي تمام سرمايه هاي مردم خودشه ولي دست و پاي جونايي رو كه از فرط فقر و بدبختي مجبور به دزدي ميشوند رو ميبره اگر بخاطر اين دزديها بايد دست و پا بريد پس بايد خود خامنه اي و اهل بيتش و اعوان و انصارش مثل روحاني و رفسنجاني و ...و بابك زنجاني و شهرام جزايري را ساطوري كرد كه ساليان پول و سرمايه مردم ايران رو دزديدن  ديروز داشتم خبرها رو ميخوندم چشم به نامه زانيار مرادي افتاد كه به هرانا نوشته بود واقعا دردناكه جووني به خاطر جرمي كه نكرده در انتظار اعدام 7 سال پشت ميله هاي زندان باشه زنيار الان در بند سياسي محكوم به اعدام زندان رجايي شهر كرج، زانيار و لقمان مرادي به اتهام قتل فرزند امام جمعه مريوان به اعدام محكوم شدن، البته اين اتهام چندين بار از سوي اين دو زنداني رد شده و هر بار به آنها گفته ميشه كه .به‌دليل وجود نقايصي در پرونده منتظر  رسيدگي مجدد باشند !!انتظاري كه طولاني 
زانيار در نامه اش به شش سال شرايط بد زندان با طعم تلخ اعدام اين طور مينويسد

شش سال گذشت
به ياد دارم روزهاي ابتدايي در سلول‌هاي انفرادي اطلاعات سنندج خبري از چوبه‌دار نبود، فقط از دردهاي شكنجه رنج مي‌بردم و ديگر نمي‌توانستم آن درد و رنج ها را تحمل كنم.
آرزو داشتم كه هر چه زودتر از آن شرايط رهايي يابم ولي اكنون با تمام اتفاقاتي كه گذشت، شش سال سپري شد.
شش سالي كه حتي نمي‌توانم يك ثانيه از آن را فراموش كنم و لحظه به لحظه آن در ذهنم مرور مي‌شود و هيچ وقت فكر نمي‌كردم دوران جواني‌ام را به‌خاطر انتقام گيري و كينه توزي وزارت اطلاعات از پدرم در زندان سپري كنم.
هرچند نبودن خانواده و نداشتن ملاقات و خيلي مشكلات ديگر زندان را برايم سخت‌تر كرده است، نمي دانم چرا و به چه قيمتي بايد اينگونه با زندگي آدم ها بازي كرد تا قرباني سياست هاي كثيف شوند و همه ي فكرم به سرنوشت خودم است كه اين دادگاه آيا برگزار مي‌شود و اگر برگزار شود چقدر مي‌تواند مستقل عمل كند و عادلانه قضاوت كند.
اكنون دقيقآ يك سال از روزي كه به دادگاه رفتم و قاضي اعلام كرد كه اين پرونده ناقص است و نمي‌توانم حكم بدهم زمان گذشته است و ما چشم انتظار هستيم كه اين حقايق پرونده روشن شود.
واقعا نمي دانم جواب اين همه ظلم و زور را چه كسي خواهد داد و چه كسي مي‌تواند تسكين دهنده ي درد مادران داغ ديده شود.
اميدوارم كه دادگاه عادلانه به‌زودي بركزار شود و ما از اين وضعيت سخت و دشوار رهايي يابيم، به اميد روزي كه هيچ انسان بي‌گناهي در زندان نباشد و هرچه زود تر قلم عدالت حكم تبرئه ما را بنويسد تا به اين سالهاي مملو از سياهي و رنج پايان دهد.
به اميد عدالت و آزادي.
زانيار مرادي، زنداني سياسي محكوم به اعدام زندان گوهردشت (رجايي شهر كرج) 


Saturday, August 8, 2015

قيـــــــــــــــــــــــام ديگري در راه است

اين روزا موج اعتراضات خيلي بالا گرفته و از همه جاي ايران و از همه اقشار فرياد اعتراض بلنده
خود اين اعتراضها نشونه اينه كه در هيچ قشر و هيچ جاي اين مملكت نيست كه زخم دلي از اين آخوندهاي وحشي نداشته باشن
دولتي كه حق مردمش رو ميخوره و فقر رو به جونشون ميندازه نمي دونم چطوري ميخواد پايه هاي حكومتش رو محكم كنه
خيلي واضحه كه چنين ديكتاتوري ها با يك تهاجم قوي از طرف مردم و يا قيام چقدر به لرزه ميفتن و كارشون به جاهاي باريك مي كشه
قيام واعتراض تنها چيزيه كه رژيم ازش مي ترسه تاكيد مي كنم  تنها ترين            
علت اين همه اعدام هم همينه كه مردم رو بترسونه و كسي جرات نطق كشيدن نداشته باشه ولي روغن ريخته رو كه نمي شه جمع كرد
بايد خيلي وقت پيش به اين فكر مي كرد كه نتيجه اين همه دزدي و چپاول و فشار آوردن روي مردمي كه اونها رو گرسنگي مي ده چي مي تونه باشه ، 37 ساله كه داره از همه طرف روي مردم فشار مياره
پتانسيل و ظرفيت مردم ايران الان مثل فنرفشرده ايه كه هر لحظه ممكنه اين پتانسيل آزاد بشه
مثل فنري كه وقتي فشار به آخرين حد برسه آنچنان زير فشار دست يا انگشت مي جهه كه ممكنه بزنه دست يا انگشت رو قطع كنه يا كمِ كم خونين بكنه
خلاصه آخوندا  هواي امامه خودشون رو داشته باشن با اين همه بلايي كه سر مردم ميارن زياد به آينده خودشون اميدوار نباشن
البته تا مي تونن خوبه به هم بپرن چون ما همين شقه و شكاف و جنگ گرگها ودعواهاي باندي رو ، به يك فضاي باز براي اعتراض بيشتر تبديل مي كنيم
حالا بجنگ تا بجنگيم
اگه سرنگوني اين رژيم و آزادي اين خاك اينطوري بدست مياد پس حالا بجنگ تا بجنگيم
يه نگاه بندازين به تجمعات و اعتراضات اين روزها
خودتون دستتون مياد
مثل تجمع و اعتراض کادرهای درمانی، دانشجو، زنان ،کسبه و کارگران در همدان، گرگان، دهدشت، بابل، تبریز و زنجان



تجمع دانشجویان دختر ترم تابستانی دانشگاه نوشیروانی بابل
روز چهارشنبه 14مرداد 94 تجمعات اعتراضی اقشار مختلف به جان آمده در شهرهای مختلف میهن ادامه داشت.

کادرهای درمانی و دانشجویان پزشکی در همدان، گرگان و تبریز تجمعات اعتراضی داشتند.
در همدان روز چهارشنبه 14مرداد 94 جمعی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی در اعتراض به جذب و آموزش بهیاران و به کارگیری این افراد به جای فارغ‌التحصیلان پرستاری و عدم اجرای طرح عملکرد در بیمارستانهای تابع دانشگاه علوم پزشکی این استان در محوطه این دانشگاه تجمع کردند.




در گرگان پرستاران بخش داخلی بیمارستان موسوم به پنج آذر در اعتراض به عدم اجرای طرح عملکرد در این بیمارستان تجمع کردند.


در تبریز پرستاران بخش داخلی و اورژانس بیمارستان رازی برای سومین بار طی ماه اخیر در اعتراض به اجرا نشدن طرح عملکرد تجمع کردند.


در بابل روز چهارشنبه 14مرداد 94 دانشجویان دختر ترم تابستانی دانشگاه نوشیروانی بابل در اعتراض به بدبودن وضعیت خوابگاهها در محوطه این دانشگاه تجمع کردند.


روز چهارشنبه همچنین در زنجان جمعی از قهوه‌خانه‌داران که رژیم به‌خاطر اخاذی مالیاتی محل کسبشان را پلمب کرده بود در برابر استانداری تجمع اعتراضی کردند.


در دهدشت روز چهارشنبه 14مرداد 94 کارگران پروژه آب رسانی بخش ایدنک از توابع شهرستان لنده در استان کهگیلویه بویراحمد در اعتراض به پرداخت نشدن سه ماه حقوقشان با بستن شیرهای انتقال آب در محوطه این کارگاه تجمع کردند. مزدوران سرکوبگر مدیر کارگاه و دو نفر از کارگران معترض را بازداشت کردند


Thursday, August 6, 2015

نشانه ها و علائم قيام مردم و سرنگوني رژيم جهل و جنايت

هر تجمع اعتراضي كه برپا مي شه زيرساختهاي يك قيام ديگه رو پي ريزي مي كنه
چرا اينو مي گم ، از ترس و وحشتي كه خامنه اي و رژيمش از هر فرياد و هر شعار و هر تجمع حتي 10 نفره دارن
ممكنه به نظر بياد جمع شدن 5 ،7 يا 10 نفر تاثيري نداشته باشه و مهم به نظر نياد اما تعداد كه مهم نيست
هر تجمع با هر تعداد نفر كه برگزار بشه مثل پتكي هست كه به تنه پوسيده درخت ولايت مي خوره تا جايي كه ريشه هاش رو از خاك بكشه بيرون
اين رو خود خامنه اي خيلي خوب مي دونه واسه همينم هست حتي يك اعتراض ساده براش غيرقابل تحمله
مثلا اين اعتراضها رو نگاه كنين همين 6 محور حال خامنه اي رو جامياره
دست مريزاد به همه كساني كه دارند حال عظما رو با شركت در همين اعتراضا ميگيرن

 
تهران 14مرداد 94 - کارگران به جان آمده شرکت مخابرات روستایی از استانهای خوزستان، گیلان، ایلام و کردستان در برابر مجلس ارتجاع دست به تجمع اعتراضی زدند. حقوق آنها ماهها پرداخت نشده است و کارگزاران حکومتی پاسخگوی آنان نیستند. 

  
مالباختگان مؤسسه میزان بار دیگر در برابر بانک مرکزی رژیم دست به تجمع اعتراضی زدند. و خواستار برگرداندن سپرده‌های خود شدند.

پرستاران بیمارستان بوعلی بار دیگر در اعتراض به سیاستهای چپاولگرانه رژیم در مورد حقوق پرستاران و در اعتراض به بدرفتاریهای ایادی رژیم نسبت به جامعه پزشکی دست به یک اعتصاب یک ساعته زدند. کارگزاران رژیم در وحشت از گسترش دامنه این اعتراض جمعیت پرستاران را به محاصره مزدوران نیروی انتظامی درآوردند. 


 دو حرکت اعتراضی دیگر در روز سه‌شنبه 13مرداد در جریان بود:
- در کیلومتر 10 جاده مخصوص کرج جمعی از سهامداران شرکت قاسم ایران در اعتراض به پرداخت نشدن سود سهامشان دست به اعتراض و تجمع در مقابل دفتر این شرکت زدند.


 حرکت دوم مربوط به سهامداران خرد بورس تهران بود سهامداران خرد بورس اوراق بهادار تهران در اعتراض به سقوط ارزش سهام و نبود حمایت مدیران بورس از سهامداران خرد بورس در برابر تالار حافظ تجمع کردند.

کارگران لوله‌سازی تهران نیز یک روز قبل از این در برابر اداره کار رژیم در اعتراض به پرداخت نشدن حقوقشان تجمع اعتراضی کردند.

 
.


فصلي در جهنم، صحبت هاي عزيز

از مدتي پيش تلويزيون العربيه در برنامه هاي خود ، بخشي با عنوان ”فصلي در جهنم” باز كرده
اين هفته برنامه فصلي در جهنم يك مصاحبه داشت با عزيز (مادر رضايي ها)


گفتگوي العربيه با عزیز، مادر رضاییهای شهید
تلویزیون العربیه روز 15مرداد بخش اول گفتگوی خود با عزیز مادر رضاییهای شهید را تحت عنوان فصلی در جهنم پخش کرد.


تلویزیون العربیه گفت: آقای خلیل رضایی قبل از این‌که داستانش را تعریف کند، بدرود حیات گفت و خانم عزیز رضایی مسئولیت حکایت آن را برعهده گرفت ولی داستان را از آخر آن شروع کرد. وی گفت: که او و خلیل خانواده بزرگی را تشکیل دادند که به آن افتخار می‌کنند و شاهد بزرگ شدن و ازدواج فرزندانشان و تشکیل خانواده‌های دیگر بودند. آنها این امکان را داشتند که زندگی سعادتمندانه‌ای داشته باشند اما فجایع یکی پس از دیگر ظاهر شد.

مادر رضاییها: موقعی که فهمیدم بچه‌هام با شاه مخالفند و مبارزه می‌کنند، خلاصه منهم با تمام وجود دنبال اینها بودم دیگه. یکمرتبه اینها، پسر دومم رضا دستگیر شد و احمد و مهدی، محسن و دامادم که با هم بودیم اینها همه رفتند. دامادم با محسن پسرم به مسافرت رفتند و اینهای دیگر هم همه رفتند و ما ماندیم با این سه دختر و یک نوه کوچک و پسر کوچکم. دیگه همه با پدرشان رفتند. اینها مخفی شدند. احمد شهید شد. اولین شهید احمد بود. وقتی که مرکزیت سازمان دستگیر شد، احمد هنوز دستگیر و شهید نشده بود. احمد بقیه را سازماندهی داد و شب و روز نمی‌فهمید. تا هشت روز خانه نیامد. من خیلی ناراحت بودم که اینها کجا رفتند و چه شدند. یک شب ساعت 12شب خانه آمد و ما را صدا کرد و گفت بیایید در زیر زمین با شما کار دارم.
گفتم چه شده،
گفت هیچی بالاخره شما...
گفتم ما چه کار باید بکنیم؟ گفتش حضرت زینب چه کار کرد، شما هم همان کار را بکنید.

العربیه: شاه رفت و خمینی آمد، در زمان اول (شاه) عزیز چهار تن از اعضای خانواده‌اش را از دست داد و در زمان دوم (خمینی) چهار تن دیگر. فرقی نکرده است. گویی که عدالت در زندگی عزیز، خودش را در تکرار سرنوشت نشان می‌دهد.
مادر رضاییها: می‌آمدند ما را محاصره می‌کردند. یک مدتی در خانه شریعتمداری بودیم. بعد خانواده‌های علما آمدند ما را ترساندند و بردند.. نشستند باهاش صحبت کردند، بعد پسرش آمد و گفت که آقا وقت نمازه.
العربیه: در تهران منزل عزیز به پناهگاه خانواده‌های مظلوم که هدف زنجیره‌یی قتل فرزندانشان قرار گرفته بودند، تبدیل گردید. در تبعید، دیگر منزل عزیز قبله‌گاه زوار نبود، بلکه تبدیل به موزه ‌اشک و تصویر شد.

مادر رضاییها: من همیشه واقعاً به اینها افتخار می‌کردم، همه شون در میان فامیل و همه جا برجسته بودند. خیلی خوشحال بودم. یک وقتهایی فکر می‌کردم که خدا چه نعمتهایی به من داده. بعد هم که رفتند، در راه درستی قدم گذاشته بودند، من باز هم افتخار می‌کنم و خوشحالم. می‌بینم خانواده‌هایی که بچه‌هایشان به چه راههایی کشیده می‌شوند، ولی بچه‌هایی من با افتخار از دنیا رفتند.